سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و مرثیۀ امام رضا علیه‌السلام

شاعر : رضا تاجیک
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع
قالب شعر : مربع ترکیب

شـکـر خـدا کـه سـائـل ایـن آسـتـانــیـم‌            بـر خـاک افـتـاده، ولـی در آسـمـانـیـم

شـکـر خـدا در سـایـۀ کـهـف امـانـیــم            مـا دوسـتــداران امــام مــهــربــانــیـم


آن روز که دل‌های ما را می‌سرشتـند

ما را گدای حـضرت سلـطان نـوشتـند

عمری‌ست از خـدمتگـزاران رضائیم            نه امـشـبی، که بین رضـوانِ رضائـیم

در خـانه هم بـاشـیم، مـهـمان رضائیم            مـا اهل آب و خـاک ایـران رضـائـیـم

ما شـاهـدیـم او بـارهــا اعـجـاز کـرده

از زنـدگـی‌هـامـان گـره‌هـا بـاز کـرده

از کودکی خود را به صحن او رساندیم            ما با رضا در هـیچ راهی وا نمـانـدیم

هر دفـعه‌ای که "یا امین الله" خـواندیم            گرد و غبار از روی دل‌هامان تکاندیم

مشهد برای توبه کردن بهترین جاست

دارالـشـفـای ِعـالَم و آدم هـمـین‌جاست

مشهـد هـمیـشه ابـتـدای زنـدگی‌هاست            فصل جـدیدی در شروع بندگی‌هـاست

مرز رهـایی از هـمـه آلـودگـی‌هـاست            شاید که پـایـان همه دلـبـسـتـگی‌هاست

با اینکه ما عُمری‌ست زندانی خویشیم

دلـبـسـتـۀ یــار خــراسـانـی خـویـشـیـم

پهن است در هر صحن بزم میهـمانی            در پـیـش زوّار حــرم بـا مـهــربـانـی

یک جـا نـشـسـتـه زائـر مــازنـدرانـی            جـانـم بـه زائــرهــای آذربــایـجــانـی

آنجـاست که بـوسه زدن دارد صفـایی

بر دست پـیـنـه بـسـتـۀ یک روسـتـایی

در صحن سلطان که پناه زائران است            هر گوشه‌ای این نالۀ یک روضه‌خوان است:

"آقا چرا قـبر حَسَن بی‌سـایـبـان است؟            حیف است شهر مادری بی‌آستان است

در خواب بوسه می‌زنم با قـلب خـسته

جای ضریحش روی یک سنگ شکسته"

یک روضه‌خوانِ دیگری که غم نصیب است            چشمش به دیوار حرم محو کتیبه است

آرام ذکرش "یا حسین" و "یا غریب" است            آغاز ابیـاتش چرا یابن الشبیب؛ است؟

یابن الـشـبـیب! آه از غـم کـربـبـلایش

از مـاجـراهـای سـرِ بـر نـیـزه‌هـایـش

خم بود قد و قامتـش؛ از غـربتـش بود            خون علیْ‌اصغر به روی صورتش بود

شمر آمد و در فکر هتک حرمتش بود            صورت به روی خاک؛ این وضعیتش بود

نامـردها کـم‌ کـم به مـقـتل می‌رسـیـدند

با حـوصـله سر از تـن او می‌بُـریـدنـد

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد وزنی و سکت موجود در مصرع اول بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و همچنین انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید. ضمنا  یک بند از این شعر به دلیل مستند نبودن مطالب حذف شد



مشهد برای توبه کردن بهترین جاست            دارالـشـفـای ِعـالَم هـمـین‌جاست